و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن و براي تو گريستن ... !
اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست ... !
بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست ... !
چه زيباست بخاطر تو زيستن ...
ثانيه ها را با تو نفس کشيدن ... زندگي را براي تو خواستن ... !
چه زيباست عاشقانه ها را براي تو سرودن ... !
بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگي... !
چه زيباست بيقراري براي لحظه ي آمدن و بوئيدنت ... !
براي با تو بودن و با تو ماندن ... براي با هم يکي شدن ... !
کاش به باور اين همه صداقت و يکرنگي مي رسيدي !
اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست ...!!!!
و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد ... !

قسمم قلبم بود
وكيلم دلم
و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان .
قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد
و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ .
كنار چوبه ي دار ا ز من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم
ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم ![]()

وقتی عاشق هستی دیگه زمان اینقدر مفهوم نداره...
وقتی یکی رو بیشتر از خودت دوست داری، دیگه گذشتن از خودت خیلی راحته...
وقتی به یکی دل میبندی، دوست داری همه خوشیها مال اون باشه...
آره این یه حقیقته آخه تازه بهش رسیدم
آخه منم عاشقم عاشق همسرم .پس از همینجا بهش میگم که چقدر دوستش دارم![]()
